Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


کدامين سو

دیگر نوازشت نمی‌کند باد
دیگر نوازشت نمی‌کند باران.
 
دیگر سوسوی تو را
در برف و باد نخواهیم دید.
 
برف آب می‌شود
برف ناپدید می‌شود
و تو پر کشیده‌ای
 
مثل پرنده‌ای ازمیان دست ما
مثل نوری از میان دل ما
تو پر کشیده‌ای.

 

از : هیلدا دولیتل

نوشته شده در پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط زهره نظرات () |

شاید بی ربط به عکس..

جان مریم چشماتو وا کن ...

 نازنین مریم....

روزی هزار بار هم که گوش  کنم این آهنگ رو ....تنها ، لحظه ها کش دار تر می شوند انگار....

کاش می خوابیدم ...از تکرار روزهای اینچنینی بیشتر می ترسم تا از لحظه هایی که درش هستم ....هیچ وقت ترس روزهای نیامده را انقدر نفهمیده بودم .

به قول شاعر* ، باز باید بیدار شوم، بشنوم، ببینم، باور کنم.....

*سید علی صالحی

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ توسط زهره نظرات () |

رفتی ....

 

رفتی و مدام می چرخد این شعر در ذهنم ...و مدام می چرخد این بغض در گلویم...دلم به اندازه ی همیشه برایت تنگ است...

 

سال بد

سال باد

سال اشک

سال شک

سال روزهای دراز و استقامت های کم

سالی که غرور گدایی کرد

سال پست

          سال درد

سال اشک پوری

سال خون مرتضی

سال کبیسه ...

 

نوشته شده در جمعه ۸ بهمن ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ توسط زهره نظرات () |


Design By : Night Skin